واژه جو

ذکر کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذکر کردن . [ ذِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گفتن . یاد کردن . نام بردن . تذکار : خورشید رخ ترا کند ذکر هر ذرّه اگر شود زبانی . عطار. ◄ گفتن ذکر.تسبیح . تهلیل : خوردن برای زیستن و ذکر کردن است تو معتقد که زیستن از بهر خوردن است . سعدی .

معنی ذکر کردن | واژه جو