واژه جو

ذویقدم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذویقدم . [ ] (اِخ ) نام یکی از اذواء حمیرپس از زهیر الصوار و پیش از ذوانس . رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ١٥٤ شش سطر به آخر مانده شود. و دربعض متون آمده است : نام یکی از اجداد حرث الرایش تبع است و او ذویقدم بن الصواربن عبد شمس بن وائل است .

معنی ذویقدم | واژه جو