واژه جو

ذوی العقول

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذوی العقول . [ ذَ وِل ْ ع ُ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب ) اولوالباب . خردمندان . صاحب خردان . ذوی الحجی . مقابل غیر ذوی العقول . بیخردان .

معنی ذوی العقول | واژه جو