ذوقناک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوقناک . [ ذَ / ذُو ] (ص مرکب ) لذیذ. خوشمزه : چونکه آب جمله از حوض است پاک هر یکی آبی دهد خوش ذوقناک . مولوی . ◄ پرمسرت . پر شادمانی : پهلوان درلاف گرم و ذوقناک چون شنید این قصه گشت از غم هلاک منفعل شد در میان انجمن سر فرو برد و خمش شد از سخن . مولوی .