واژه جو

ذوب کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(ذُ. کَ دَ) [ فا - ع. ] (مص م.)<BR>۱- گداخته کردن، آب کردن.<BR>۲- درجة حرارت موادی مانند سنگ، یخ، فلز و غیره را بالا بردن تا گداخته شود و سیلان یابد.<br>

معنی ذوب کردن | واژه جو