واژه جو

ذلج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذلج . [ ذَ ] (ع مص ) تَجَرﱡع . جرعه جرعه آشامیدن . هفت هفت نوشیدن آب را دم بدم درکشیدن مایعی را.

معنی ذلج | واژه جو