ذق زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(ذِ. زَ دَ) (مص ل.) (عا.) گریه کردن و بهانه گرفتن.<br>واژه قبلی: ذق ذق کردنواژه بعدی: ذقن