واژه جو

ذات فرض

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذات فرض . [ ت ُ ف َ ] (ع ص مرکب ) آنکه در ارث فریضه دارد، مقابل عاصب .

معنی ذات فرض | واژه جو