واژه جو

ذات الحمات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذات الحمات . [ ] یاقوت در شرح کلمه الحُنَبِطلة گوید: ماء لبنی سلول، یردها حاج الیمامة و ایاها عنی ابن ابی حفصة و کان نعت ماکان بین الیمامة و مکة، ماءالسلولیین ذات الحمات .

معنی ذات الحمات | واژه جو