واژه جو

دید زدن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(زَ دَ) (مص م.) (عا.) ۱- تخمین زدن قیمت چیزی، برآورد کردن حاصل زراعت. ۲- چشم چرانی.

معنی دید زدن | واژه جو