دید زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زَ دَ) (مص م.) (عا.)<BR>۱- تخمین زدن قیمت چیزی، برآورد کردن حاصل زراعت.<BR>۲- چشم چرانی.<br>واژه قبلی: دیدواژه بعدی: دیدار