واژه جو

دونخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دونخ . [ دُ ن َ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) نوعی کرباس . (یادداشت مؤلف ). ♦ دو نخ شدن ؛ به قوام آمدن شکر و امثال آن که چون با کفگیر فروریزند سخت تر از انگبین باشد. دونخه شدن . (یادداشت مؤلف ).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی دونخ | واژه جو