واژه جو

دوناش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دوناش . (اِخ )ابن تمیم . نام طبیبی از مردم قیروان که ابن البیطار از او روایت آرد از جمله در کلمه ٔ بوشاد. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به ترجمه ٔ لکلرک ج ١ ص ٢٩١ و ٤١٦ شود.

معنی دوناش | واژه جو