واژه جو

دوزج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دوزج . [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خرقان شهرستان ساوه . ٩٨٦ تن سکنه . آب آن از قنات تأمین می شود. راه آن ماشین رو. اداره ٔ بهداری بخش در این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).

معنی دوزج | واژه جو