واژه جو

دورپایاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دورپایاب . (ص مرکب ) دورتک . دورته . عمیق . ژرف . گود. که پایاب ؛ یعنی عمق بسیار دارد. دورفرود : که مدح شاه یکی بحر دورپایاب است . رضی الدین نیشابوری .

معنی دورپایاب | واژه جو