دوآبه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوآبه . [ دُ ب َ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) با دو آب . بادو نوبت آب . ◄ با دو انزال : آنکه به یک شب دوآبه کردی سی بار اکنون سی شب هم از دو بار فروماند. سوزنی . ◄ لیمو یا دیگر مرکبات بر درخت که دو سال بر آن گذشته و آبدارتر شده است . که از سال پیش بر درخت مانده باشد. (یادداشت مؤلف ). ◄ ته چین پلو هرگاه چلوکش کنند، و نقیض آن یک آبه است که یک بار و در یک آب پزند و این بیشتر در هندوستان معمول است . و در لهجه ٔ شوشتر دُواَوَّه گویند. (لغت محلی شوشتر). ◄ آبگوشتی که آنرا بردارند و باز آب در دیگ کنند. (لغت محلی شوشتر).
دوآبه . [ دُ ب َ ] (اِخ ) موضعی است در هندوستان به میانه ٔ رودخانه ٔ گنگا و جمنا که بسبب مشروب شدن از آن دو رودخانه بدین نام خوانند. (از لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ). رجوع به دوآب (مَدخل ِ نخست ) شود.