واژه جو

دهقان نورد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دهقان نورد. [ دِ ن َ وَ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب ) دهقان نوردیده . که دهقان آن را درهم پیچیده باشد. ◄ کتاب تاریخ . (ناظم الاطباء). کنایه است از تاریخ و دفتر حساب . (از آنندراج ) : گزارنده ٔ گنج دهقان نورد گزارندگان را چنین یاد کرد. نظامی . و رجوع به دهقان شود.

معنی دهقان نورد | واژه جو