واژه جو

دهدک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دهدک . [ دَ دَ ] (اِ) دخدخ . هلاک ساختن . هلاک کردن . (یادداشت مؤلف ). ذبح . گلو بریدن و خبه کردن و دهدک ساختن و منه حدیث القضاء من ولی قاضیاً فقد ذبح بغیر سکین، ای اهلک . (منتهی الارب ).

معنی دهدک | واژه جو