ده یو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ده یو. [ دَه ْ ] (فارسی باستان، اِ) کشور. (یادداشت مؤلف ). ولایتی که محل سکنای قوم یعنی مردمان متشکل از چند عشیره بود در شکل حکومت آریاهای ایرانی قدیم . (ایران باستان ج ١ ص ١٦٠). در فارسی لغاتی داریم که دایره ٔ مفهوم پارینه ٔ آنها تنگتر شده از آنهاست دیه یا ده که در فرس هخامنشی دهیو و در اوستا دخیو به معنی کشور یا مملکت است و داریوش بزرگ در سنگنبشته ٔ کشورهای بهستان، بابل و مصر و سغد و خوارزم و جز آن را دهیو نامیده است . (فرهنگ ایران باستان ص ٦٠).
دهیو. [ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش فیروزکوه شهرستان دماوند. واقع در ١٢هزارگزی فیروزکوه با ١٢٧ تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).