واژه جو

ده دوست محمد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ده دوست محمد. [ دِه ْ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز بخش میان کنگی شهرستان زابل در ٢٣هزارگزی شمال خاوری زابل نزدیک مرز افغانستان . طول ٦١ درجه و ٤٧ دقیقه و ٣٥ ثانیه ارتفاع ٤٨٩ متر. سکنه ٔ آن ٤٤٠٨ تن . آب آن ازرودخانه ٔ هیرمند تأمین می شود. در حدود ١٠ باب دکان و یک دبستان دارد. از ادارات دولتی بخشداری، پاسگاه مرزی، گمرک دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).

معنی ده دوست محمد | واژه جو