واژه جو

دنو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دنو.[ دُ ن ُ و و ] (ع مص ) نزدیک شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار) (غیاث ). نزدیک آمدن . (تاج المصادر بیهقی ). اِدّناء. (المصادر زوزنی ). رجوع به ادناء شود.

دنو. [ دُ ن ُوو ] (ع اِمص ) قرب . نزدیکی . (آنندراج ) (غیاث ). ◄ خویشی و قرابت . (منتهی الارب ).

معنی دنو | واژه جو