واژه جو

دندان زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~. زَ دَ)<BR>۱- گزیدن.<BR>۲- گاز زدن.<BR>۳- (کن.) خصومت ورزیدن، کینه خواستن.<BR>۴- (کن.) برابری کردن.<BR>۵- (کن.) چسبیدن.<BR>۶- میل کردن، طمع کردن.<br>

معنی دندان زدن | واژه جو