واژه جو

دماغ

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(دِ یا دَ) [ ع. ] (اِ.) مغز سر.

(دَ) (اِ.) بینی. ؛ ~ چاق بودن کنایه از: تندرست و خوشحال بودن. ؛از ~ فیل افتادن کنایه از: خود را معتبر و والامقام پنداشتن، متکبر بودن. ؛ ~ کسی سوختن کنایه از: ناکام و ناامید شدن.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی دماغ | واژه جو