واژه جو

دلوا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دلوا. [ دَ ] (ص ) دروا. سرگشته . حیران . ◄ سرنگون . آویخته . رجوع به دروا شود.

معنی دلوا | واژه جو