واژه جو

دلهمس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دلهمس . [ دَ ل َ م َ ] (ع ص، اِ) مرد دلیر دوربین و شب رو. (منتهی الارب ). شخص باجرأت و رسا در کارها. (از اقرب الموارد). ◄ شیر. (منتهی الارب ). اسد. (اقرب الموارد). ◄ امر دور و غیر واضح . (منتهی الارب ). امر غامض و غیر واضح . (از اقرب الموارد). ◄ شب سخت تاریک . ◄ مرد چابک سطبر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی دلهمس | واژه جو