واژه جو

دل دوستی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دل دوستی . [ دِ ] (حامص مرکب ) عشق . محبت قلبی : من [ اراقیت ] ترا [ اسکندر را ] از بهر دل دوستی بیاوردم نه از بهر کینه . (اسکندرنامه نسخه ٔ سعید نفیسی ). هر مایه که از غذاش دادند دل دوستیی درو نهادند. نظامی .

معنی دل دوستی | واژه جو