واژه جو

دقدان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دقدان . [ دِ ] (معرب، اِ) معرب دیگدان . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ آنچه دیگ را بر آن نصب کنند. (از ذیل اقرب الموارد از تاج ). اجاغ و جائی که در آنجا دیگ بجوش می آورند. ◄ مجمر و محل آتش و جای آتش . (ناظم الاطباء).

معنی دقدان | واژه جو