واژه جو

دفعی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دفعی . [ دَ ] (ص نسبی، ق مرکب ) ناگهانی . یکبارگی . در این زمان . فی الفور. فوراً. فی الحال . (ناظم الاطباء). مقابل تدریجی . غیرتدریجی . ◄ بار دیگر. (ناظم الاطباء).

معنی دفعی | واژه جو