واژه جو

دفع بدنی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

تراوش، ادرار، تخلیه روده استفراغ، تهوع، دل‌آشوبی، اق (عق)، قی، انقلاب، حالت دل‌به‌هم‌خوردگی و استفراغ آروغ، بادگلو سکسکه، عطسه، سرفه، آب دهان، تف، بزاق، اخ [و] تف، اف‌وتف، اخلاط، ترشحات حجامت، فصد، رگزنی، خون‌گیری، رگ‌گشایی، خونریزی، اهدای خون جماع، استمنا، منی، مذی، اسپرم (اسپرماتوزوئید) نشخوار، برگرداندن تخلی

معنی دفع بدنی | واژه جو