واژه جو

دغش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دغش . [ دَ ] (ع مص ) بناگاه درآمدن . (از منتهی الارب ). هجوم کردن، و آن لغتی است یمنی . (از اقرب الموارد). ◄ در تاریکی درآمدن . (از منتهی الارب ). داخل شدن در تاریکی . (از اقرب الموارد).

دغش . [ دَ غ َ ] (ع اِ) تاریکی . (منتهی الارب ). ظلمت . (اقرب الموارد).

معنی دغش | واژه جو