واژه جو

دعرم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دعرم . [ دِ رِ ] (ع ص، اِ) زشت روی کوتاه بالای هیچکاره . ◄ شتری که آب پس خورده ٔ شتران را خورد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دعفس . و رجوع به دعفس شود. ◄ قعود دعرم ؛ چارپای رام و ذلول . (از ذیل اقرب الموارد از لسان ).

معنی دعرم | واژه جو