واژه جو

دعاباغی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دعاباغی .[ دُ ] (ترکی، اِ مرکب ) منگله و یا علاقه ٔ ابریشمین که در جوف آن دعای چشم زخم گذارند و بر گردن اسب بندند و اکنون یکی از زینتهای اسب است . (ناظم الاطباء).

معنی دعاباغی | واژه جو