واژه جو

دشت

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(~.) (اِ.) ۱- دستلاف. ۲- پیش مزد. ۳- (عا.) فروش اول هر کاسب. ؛ ~ کردن نخستین بار پول گرفتن، فروختن جنس اولین بار در هر روز. ؛ ~ کسی را کور کردن کنایه از: اولین بار فروش از او نسیه خریدن، موجب کسادی کار او شدن.

(دَ) [ په. ] (اِ.) صحرا، زمین پهناور و ناهموار.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی دشت | واژه جو