واژه جو

دستور

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

فرمان، حکم مشیت، امر، دستور دادن، ابلاغ، احضار، اظهار، تأکید، انتصاب امرونهی، انگیختن، انگیزش، بازداشتن، خواهش، نهی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی دستور | واژه جو