دسته داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دسته داشتن . [ دَ ت َ / ت ِ ت َ ] (مص مرکب ) دارای دسته بودن . قبضه داشتن . جایی برای گرفتن بدست داشتن . دنباله داشتن . دمکی داشتن . ◄ اجزاء گردآمده داشتن . ◄ افراد بهم آمده داشتن . جوقی و گروهی از نوعی بهم داشتن : کبوترباز معشوقی بدام آورده دلها را که از خیل ملک هم چون کبوتر دسته ای دارد. سالک یزدی .