واژه جو

دستمال

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(~.) (اِمر.) پارچه‌ای برای پاک کردن دست و دهان، یا چیزهای دیگر.

(~.) (ص مف.) ۱- با دست مالیده شده. ۲- مجازاً مغلوب. ؛~ ابریشمی یا یزدی برداشتن کنایه از: شروع به چاپلوسی و تملق کردن.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی دستمال | واژه جو