واژه جو

دست کژی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دست کژی . [ دَ ک َ ] (حامص مرکب ) دست کجی . کژ بودن دست . حالت و چگونگی کژدست . رجوع به دست کجی شود. ◄ عمل کژدست . دزدی پنهانی . عمل ناخنکی .

معنی دست کژی | واژه جو