واژه جو

دست کشی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دست کشی . [ دَ ک َ / ک ِ ] (حامص مرکب ) عمل دست کشیدن . دست مالیدن . ملامسه کردن . (برهان ) (آنندراج ). مالش با دست . (ناظم الاطباء). ◄ کدیه و گدائی . (برهان ) (آنندراج ). ♦ دست کشی کردن ؛ دریوزه و گدائی کردن . (آنندراج ). و رجوع به دست کش و دست کشیدن شود.

معنی دست کشی | واژه جو