دست واداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست واداشتن . [ دَ ت َ ] (مص مرکب ) رها کردن . دست برداشتن . ♦ دست از سبال کسی واداشتن یا دست از سبیل یا بروت کسی واداشتن ؛ کنایه از ترک چیزی کردن یا رها کردن چیزی است . (از فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ) : در گوی و در چهی ای قلتبان دست وادار از سبال دیگران . مولوی .