دست نوردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست نوردیدن . [ دَ ن َ وَ دی دَ ] (مص مرکب ) برزدن آستین . نوردیدن آستین جامه : قبا بست و چابک نوردیددست قبایش دریدند و دستش شکست . سعدی . رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص ٣٤٩ شود. ◄ مهیا و آماده شدن در کاری .