دست آموز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~.) (ص مف.) تربیت یافته، اهلی، انس گرفته.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآمخته، اهلی، تربیتشده، رام ≠ وحشیواژه قبلی: دست آختنواژه بعدی: دست افزار