واژه جو

دریاچه

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

آب شیرین، آب شور استخر، حوض، آب‌نما، آبریز، آبگیر، برکه، تالاب، باتلاق سد، بند، دریاچه مصنوعی حوضچه، خزینه، سردابه ظرفیت نگهداری آب، آبگیر دریاچه ارومیه دریا، اقیانوس چاله‌حوض، گودال، چاه، حفره آبراه، نهر، خلیج، آب

معنی دریاچه | واژه جو