واژه جو

درگرفتن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(دَ. گِ رِ تَ) (مص ل.) ۱- تأثیر کردن، اثر کردن. ۲- روشن شدن، شعله ور شدن. ۳- در پیش گرفتن، آغاز کردن. ۴- پذیرفتن.

معنی درگرفتن | واژه جو