درک کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درک کردن . [ دَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دریافتن . (یادداشت مرحوم دهخدا). فهمیدن . فهم کردن . و رجوع به درک شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
دریافتن، در یافتن، پی بردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درک کردن . [ دَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دریافتن . (یادداشت مرحوم دهخدا). فهمیدن . فهم کردن . و رجوع به درک شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
دریافتن، در یافتن، پی بردن