واژه جو

درپریش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

درپریش . [ دَ پ َ] (اِ مرکب ) درویش . و گدایی که به در خانه ها به گدایی رود. (برهان ). گدا که به در خانه ها رود و گدایی کند. (از آنندراج ) (انجمن آرا). درویش . گدا. مفلس . آواره . (ناظم الاطباء). ◄ کوزه . (برهان ). قلقلک . ◄ آوند درازگردن . (ناظم الاطباء). ◄ کاسه . (برهان ). پیمانه و ساغر و پیاله و کاسه . (ناظم الاطباء). ◄ خشت پخته . (برهان ).

معنی درپریش | واژه جو