واژه جو

درپاش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

درپاش . [ دُ ] (نف مرکب ) درپاشنده . دربار : چون از سرقصه های درپاش شد قصه قیس در جهان فاش . نظامی .

معنی درپاش | واژه جو