واژه جو

درونک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

درونک . [ دَ ن َ ] (اِ) بیخی است دوائی شبیه به عقرب که آن را درونج عقربی گویند و درونج معرب آن است . (برهان ). درونج . درونه . خانق النمر. و رجوع به درونج شود.

درونک . [ دَ ن َ ](اِ مصغر) مصغر درون . (برهان ). رجوع به درون شود.

معنی درونک | واژه جو