واژه جو

دروغی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دروغی . [ دُ ] (ص نسبی ) منسوب به دروغ . مربوط به دروغ . دروغ . کاذب . دروغگو. (ناظم الاطباء). دروغین . کاذبه . (یادداشت مرحوم دهخدا). باطل . نادرست . ◄ ساختگی . مصنوعی : کسری و جم به درگهت هردو شهی دروغی اند حاتم و معن بردرت هردو گدای راستین . سلمان ساوجی .

معنی دروغی | واژه جو