درمانده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(دَ دِ) (ص مف.) ناتوان، فرومانده. ج. درماندگان.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبدبخت، بیچاره، حیران، خسته، دردمند، سرگشته، عاجز، فرومانده، کوفته، متحیر، مستاصل، مضطر، ناتوان، واماندهواژه قبلی: درماندنواژه بعدی: درماندگی