درستکار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~.) (ص فا.)<BR>۱- آن که کارهایش به راستی و درستی انجام گیرد، درست کردار.<BR>۲- امین، معتمد.<br>مترادفها و واژههای مرتبطامانتدار، امین، ثقه، درست، درستکردار، صحیحالعمل، فریور، موتمن، مصیب، معتمد، نیکوکار ≠ دغلواژه قبلی: درستواژه بعدی: درستی